بسم الله الرحمن الرحیم
رادنی هستم از تهران میام
سال ۹۱ فکر کنم یه سه چهار سالی رو من خودم تنها اومدم
بعد از اون با تشویقهای من و برنامههای من داستانهای من
اهل خانواده دوستان آشنایان
مشوق شدن که با من بیان همراه بشن
الان حول و حوش سی یا ۴۰ نفر
با من میان اینجا
مراقبت پای ما نیست مراقبت پای خود امام حسینه
راه میفتیم
همه انقدر شور و شوق دارن که اصلاً هیچی رو حس نمیکنن
باور نمیکنید من کسایی رو با خودم الان آوردم
که توی شمال ویلا داره
چند تا ماشین داره چند تا خونه داره
راحت داره زندگیشو میکنه الان اینجا کنار خیابون میخوابونمش
پس یعنی اصلاً هیچ مسئولیتی ما نداریم
مسئولیت ما ، نگهداری ما رو خود امام حسین داره انجام میده
شب راحت داری میخوابی بدون استرس میخوابی. شما الان تو خونتون موقعی که میری میخوابی شب یهو دزد میاد
برات مهم نیست وسیلهها تو خیابونه
پس امنیتش با امام حسین همیشه
چند وقت پیش با مادرم صحبت میکردم
گفتم میشه تو این مسیر
برم دیگه برنگردم
فقط این آرزو ابوالفضل برام درست کنه تمومه دیگه
یا ابوالفضل

